بلاخره از مایکی وانشات دادمممممم

بلاخره از مایکی وانشات دادمممممم
این بشر چرا انقدر جذابه ؟ 🗿🗿🗿🗿
آها مایکی هنوز تو باتن نرفته



ویو مایکی
با کنچین رفته بودیم دوریاکی بخریم
که تو راه برگشت یه دختر خیلی ناز رو دیدم اون لحظه یه حس عجیبی بهم دست داد

مایکی : کنچیننننننننننن من اونو میخواممممممممممممم

دراکن : مایکی چی میگییییییییی.

مایکی : دارم میخوان اونو میخوامممممممم

و به ا/ت اشاره می‌کند

و ا/ت متوجه میشه و بهشون نگاه میکنه و بعد میره سمتشون

ا/ت : کنیچیوا ! دراکن_کون ( ادب را از که آموختی؟ از بی ادبان ) شما دوست اما هستین ؟

دراکن : آره و شما ؟

ا/ت : من ا/ت هستم

دراکن : اها اره اما راجبت گفته

ا/ت : عه واقعا

در همین هین مایکی داشت از حسودی آنیش می‌گرفت

مایکی : یو ا/ت _ چان

و ا/ت رو داریم که تازه از وجود مایکی با خبر شده

ا/ت : هوم ؟

دراکن : ا/ت این مایکیه برادر اما

ا/ت چماش برقی زد : یو مایکی _ سان

دراکن : چرا اون سان من کون ؟ ( نمیدونم چرا خندم میگیره)

ا/ت : خب ...ام من دیگه باید برم جانه ( خداحافظ)

و ا/ت رفت

مایکی : که اینطور اما همچین دوستی داشت و به من نگفت ! دراکن بیا میریم خونه !

دراکن : چیییییییی ؟؟؟؟ الان منو دراکن صدا کردییییییییب؟؟؟؟؟

و رفتن خونه

اما : عه چقدر زود اومدین

مایکی : امااااااااااا چرا تاحالا درمورد ا/ت نگفته بودیییییییییییییییی .؟؟؟؟؟؟

اما : چرا بگمممم

مایکی : چون خیلی خوشگلههههههه

اما : هااااااا؟؟؟؟؟؟ تو از ا/ت خوشت اومدهههههههه

دراکن : آره اما بیا من با تو کار دارم

اما : چ..چ..چی؟؟؟؟ با..بامن کار دارییییییی ؟؟؟؟؟

و دراکن اما رو میبره تو اتاق و من دیگه نفهمیدم چی شد فقط میدونم داشتن در مورد تولد مایکی حرف میزدن
( چند روز دیگه تولد مایکی بود )

فرداش اما به ا/ت زنگ میزنه

ا/ت : ی....

اما : ا/تتتتتتتتت زور بیا خونه مااااااااا

ا/ت : باشههههه

ا/ت خودش رو به خونه اما اینا میرسونه
زنگ در رو میزنه وقتی اما در رو باز میکنه با وسایلت تولد رو به رو میشه

اما : ا/ت ترو خدا کمک کن امروز تولده مایکیهههههههه

ا/ت : من چیار کنم ؟؟؟؟؟؟

اما : بیا دکوراسیون رو تو بکن

ا/ت : باشه 😅

ا/ت کارش رو شروع میکنه و وقتی تموم میشه ........



بیا پایین تر







اما : خوبه ها ولی یه چیزی کم

ا/ت : چی ؟

و یهو دراکن با یه ربان قرمز ا/ت رو میبنده و رو دستاش یه پاپیون میزنه

اما : حالا خوب شد 👍🏻

دراکن به مایکی زنگ میزنه که بیاد و مایکی رو سورپرایز میکنن 🎉🎉🎊🎊

وقتی مایکی چشمش به ا/ت میوفته که کادو پیچ شده داشت غش می‌کرد

ا/ت : -_-

اما : مبارکککککککه

دراکن : مبارک

مایکی : مرسیییییییی این بهترین کادویی بود که میتونستین بدین

مایکی ا/ت رو بغل میکنه و بدا بهم اعتراف میکنن و به خوبی خوشی باهم زندگی میکنننننننن لیلیلیلیلیلیلی

تمامممممممممم
دیدگاه ها (۱)

درک نمیکنم بیشترین ویویی که داشتم ۳۶k بود ۶۶ تا فالو دارمولی...

یو مینا ♤ حوصله ام سر رفتهههههههههریندو : این دیگه چه سمیه ؟...

هعی از دستتون ناراحتم 🤧😔۲۰ لایک نشد شیپم مشخص نشد ! پس همون ...

مایکی درخواستی ویو مایکی ( اونجایی که مو هاش سیاه )امروز دوب...

سناریو توکیو ریونجرز٭روز اول مدرسه pآخر٭تو راه که بودید مایک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط