سرش به شانه ی من بود و درد دل می‌کرد

سرش به شانه ی من بود و درد دل می‌کرد
همین که وقت ِ غم ِ من رسید، خوابش برد..
دیدگاه ها (۳)

تنها، غمگین، نشسته با ماه .در خلوتِ ساکت شبانگاه .اشکی به رُ...

کاش امروز اتفاق قشنگی می افتاد مثلا کمی نگرانم می شدی!یا اصل...

نیمه شب شد دلِ من بی تب و تاب است هنوز ؛یاد آن شب که دلش را ...

تمام عمر دویدم و نرسیدم و با حیرت به کسانی نگاه کردم که ندوی...

‏🐺[۱۲:۰۹ ~ ۱۲:۱۰ به وقت کره]امروز آخرین روزه...چطور انقدر زو...

دقیقا😢😢ای کاش هیچ وقت بزرگ نمیشدیماون وقت نمیفهمیدیمدرد چیه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط