لعنتی را دوست دارم

لعنتی را دوست دارم
مثل یک استکان
چای کمر باریک است ..
نزدیکش که میشوم ..
عطرش مثل
دارچین توی سرم میپیچد ..!
توی چشم هایش زل میزنم
و دستش را میگیرم ..
عطر هل
هولم میکند!
و میبوسمش
میبوسمش ..
شیرین مثل نبات!
پس .. الکی نیست؛
خستگی هایم را دور میریزی!
معجون زیبای دوست داشتنی ام ...


#حامد_نیازی
دیدگاه ها (۷)

معتاد شدی هااا…جمله ای که اصولا خیلی هایمان بعد از اینکه کار...

یک جور دوست داشتن هایی هم هستند که به زبان آورده نمیشوند،بای...

درد یعنی که نماندن به صلاحش باشدبگذاری برود! آه... به اصرار ...

و چشم های تو همان کافه ی دنجی است که قهوه هایش حرف ندارد !!!...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط