نه چندان آرزومندم که وصفش در بیان آید

نه چندان آرزومندم که وصفش در بیان آید
و گر صد نامه بنویسم حکایت بیش از آن آید

مرا تو جان شیرینی به تلخی رفته از اعضا
الا ای جان به تن بازآ و گر نه تن به جان آید!
دیدگاه ها (۴)

گیسو مفشان...توبه ی ما را مشکن..!‌چون توبه ی عاشقان به مویی ...

چشم رضا و مرحمت، بر همه باز می‌کنیچون که به بخت ما رسد این ه...

نخواهم عمر فانی را تویی عمر عزیز مننخواهم جان پرغم را تویی ج...

صد نامه فرستادم صد راه نشان دادم یا راه نمیدانی،یا نامه نمیخ...

فواره وار سر به هوایی و سر به زیر!چون تلخی شراب دل آزار و دل...

موج رقص انگیز پیراهن چو لغزد بر تنشجان به رقص آید مرا از لغز...

🌱🍒چه نزدیک است جان تو به جانمکه هر چیزی که اندیشی بدانماز ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط