چون جان

چون جان
تو را به سینه می ‌فشارم تنگ ...
دیدگاه ها (۱)

امروز رفته بودم گل‌فروشی، فروشنده به پسره که جلوی من ایستاده...

یادت باشه، من همیشه کنارت هستم. مهم نیست بقیه‌ی آدما چی میگن...

دستانت بستری از پَر که هنگام غلبه‌ی خستگی بر آن پلک می‌بندم ...

تو با من زندگی کردی ، دل من با تو صادق بود تموم جمله های تو ...

دلم دور از تو در حال جان دادن استمن می‌نویسم دلتنگی، تو بخوا...

به فاکم بازم نمیبره خوابم دلم تنگ شده واست کسی نگرفته جاتمفش...

دهنت سرویس فشارم ریخت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط