گل خونی

گل خونی
پارت 24

- هیچی میخوام شلوار مو دربیام ولی این میخواد منو دید بزنه یا شایدم کار دیگه

# باشه الان باخودمون میبریمش بیرون تو شلوار تو پوشیدی بگو تا اون بیا لباسشو بپوشه

- باشع

& تهیونگ پاشو بریم

+ من نمیام

- باشع پس من میرم توی اتاق دیگه شلوار مو درمیارم

+ بری منم میام میدونی که من کلید همه اتاق هارو دارم

- باشع شما برین ولش کنید این رو نمیشناسین که اگر کارشو نکنه ول کن نیست

# باشع ما رفتیم پایین منتظریم

- باشع

اونا رفت و جونگکوک پوشتشو کرد به تهیونگ و داشت کش شلوار شو  باز میکرد که تهیونگ امد از پشت بغلش کرد

+ چیکار میکنی چرا نمیزاری بدنمو ببینم

- چی بدنمو خب برو ببین به من چه

+ نه منظورم این بود چرا نمیزاری بدنتو ببینم

- چرا میخوای ببینی

+ چون بدن دوست پسرمه

- ععع

کم کم دست تهیونگ رفت........
دیدگاه ها (۱۰)

گل خونی پارت 25 کم کم دست تهیونگ رفت توی شلوار جونگکوک که دی...

گل خونی پارت 23 جونگکوک هم پرید بغل تهیونگ - واقعا میزاری + ...

گل خونی پارت 22 - ما به یک توافق رسیدم که قبول نکنیم چون ما ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط