دکترا گفتن ۳ روز دیگه بیشتر زنده نمیمونه...

دکترا گفتن ۳ روز دیگه بیشتر زنده نمیمونه...
هرکاری از دستم برمیومد براش کردم
هرجا که دلش میخواست بردمش
قرض کردم تا بتونم به آرزوهاش برسونمش
روزا رو باهم خوش بودیم و میخندیدیم
شبا هم میومدیم باهم گریه میکردیم
شاید کسی تجربه نکرده باشه باهم گریه کردن رو
همه معمولا باهم خندیدن
ولی تو این ۳ روز من فهمیدم باهم گریه کردن خیلی بیشتر آرامش میده...
میرفتیم میشستیم به صدای ویالون اون نوازنده خیابونیه گوش میکردیم ، دیگه بی تفاوت از کنارش رد نمیشدیم...
خیایون هارو ساعت ۲ شب باهم قدم میزدیم ...
تا تونستیم همدیگه رو بغل کردیم و بوسیدیم...
۳ روز تموم شد و دیگه نداشتمش...
چند سال بعد رفتنش نفس کشیدم و راه رفتم و گریه کردم و ویالون گوش کردم، ولی فقط تو ۳ روز معنی زندگی رو فهمیدم و تو این سه روز فقط زندگی کردم
.
. 
شاید یکی از ما هم ۳ روز بیشتر نباشیم
پس زندگی کنیم و قدر همدیگه رو بدونیم...🌙 💕
دیدگاه ها (۶)

کسخلان گروگان

پارت هشتدکتر: متاسفانه بیمار رو از دست دادین غم آخرتون باشهی...

سلاممممم

بعد اون شب که بدون خداحافظی رفتیمیدونی هیچوقت مثل سابق نشدم...

نرسه مرگ این رویا ....هر شب که می‌رسه با کوله باری از خستگی ...

★彡   Part 66 彡★ اوایل بهار بود و سرما طبیعی بود.با این حال چ...

(وقتی که ترکش کردی و برای همیشه از دستت داد...)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط