بجای این همه نوشتن؛
بجای این همه نوشتن؛
کافی بود یک بار
قلم را زمین میگذاشتی
عطرِ همیشگی ات را در هوا پخش میکردی
موهایت را باز میگذاشتی
و رنگِ محبوبِ من را به سر میکشیدی...
راه می افتادی در کوچه پس کوچه های شهر و
سراغم را از آدمها میگرفتی...
برای خودت میگویم
حیف نیست اینهمه عاشقانه
بی مخاطب
دست به دست بچرخد در شهر!؟
کافی بود یک بار
قلم را زمین میگذاشتی
عطرِ همیشگی ات را در هوا پخش میکردی
موهایت را باز میگذاشتی
و رنگِ محبوبِ من را به سر میکشیدی...
راه می افتادی در کوچه پس کوچه های شهر و
سراغم را از آدمها میگرفتی...
برای خودت میگویم
حیف نیست اینهمه عاشقانه
بی مخاطب
دست به دست بچرخد در شهر!؟
- ۳۹۶
- ۰۴ شهریور ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط