Love you
Love you
پارت دهم
-ارع بد شد بود
-چییی چرا ظلع زدی بهم
&چقد خوشگل شدی
-مرسی توام خیلی خوشتیپ شدی
-راستی غذام بد شد بودم
&اهووم
-جدییییی
&شوخی میکنم عالی بود تا حالا همیچن چیزی نخورد بود اسمش چی بود حالا اجوما گفت اینو دوران دبیرستان اختراع کردی
-ارع اسمشو گزاشتم ماهی عشق😂
&اوهه عالیه😂
&دستت درد نکنه
-خاهش میکنم
&خوب دیگ بریم
دست کوک و گرفتم و باهم رفتیم پایین
@دارین میرین مهمونی
-&ارع اجوما
@بسلامت برین و برگردین مراقب خودتو باشین حتمن
@قبلن فقط ب سوجین میگفتم ولی الان ب هردو میگم
@¹از دستت کسی چیزی نگیرین و نخورین
@²سعی کنین تا جای ممکن چیزی نخورین
@³تنها جای نرین مخصوصن تو سوجین
@⁴از پارک هیون و لینا دور بمونین
@⁵زودم بیایین خونه
&اوهه اجوما قبلن مافیای چیزی بودی خیلی کار بلدیا البته چشم
-چشم اجوما و اینک کوک خان اجوما جونم قبلن ک جونتره بود دستیار پدرم بوده
&اوه
-ارع
@خوب دیگ برین دیر شد
-&چشم
سوار ماشین شدیم تو راه هیچ حرفی بینمون رد و بدل نشد فقط کوک گاهی زل میزد ب صورتم لبخند میومد رو چهره اش وای وقتی ب لباسم و پاهام ک معلوم بود نگا میکرد اخم میکرد انگار که اعصبانی شده
&لباست حس نمیکنی خیلی کوتاه
-نه
&خیلی پرویی
&معلومه ک خیلی کوتاه
&اوجا همه مردا قرار زل بزنن ب پات و این منو عصبی میکنه
-چراا
&چرا داره
-ارع
&خوب خیر سرم مثلن دوست دخترمی
-دوست دختر فیک دیگ واقعی ک نه
&حالا هرچی
-اووف ببخشید
&نمیبخشم
-عه کوک
&خوب بابا ولی قول بد جای تنهایی نری و کلن پیشم باشی
-باش قول
√قربان رسیدیم
&بیا پیداشو
خیلی خوشحال بودم چون ب عنوان دوست دختر کوک کنارش بودم دستمو دور دستش حلقه کردم و وارد مهمونی شدیم با وارد شدن ما همه نگاه ها رفت سمت ما و شروع کردن ب پچ پچ کرد
[اوه اون سوجین نیس کنار جئون جکگوک
®ارع
٪ تهیونگ موخ خواهرشو زد اینم موخ سوجینو
©من ک میگم این خواهرشو یاد داد تا با ته وارد رابط بش و خودشم با کوک تا ته و کوک و ضعیف کن و خودش ب قدرت برسه
®ارع راس میگه
[فک نکنم در این حدم باش ها
&بیا بریم اونجا بشینیم
-بریم
پارت دهم
-ارع بد شد بود
-چییی چرا ظلع زدی بهم
&چقد خوشگل شدی
-مرسی توام خیلی خوشتیپ شدی
-راستی غذام بد شد بودم
&اهووم
-جدییییی
&شوخی میکنم عالی بود تا حالا همیچن چیزی نخورد بود اسمش چی بود حالا اجوما گفت اینو دوران دبیرستان اختراع کردی
-ارع اسمشو گزاشتم ماهی عشق😂
&اوهه عالیه😂
&دستت درد نکنه
-خاهش میکنم
&خوب دیگ بریم
دست کوک و گرفتم و باهم رفتیم پایین
@دارین میرین مهمونی
-&ارع اجوما
@بسلامت برین و برگردین مراقب خودتو باشین حتمن
@قبلن فقط ب سوجین میگفتم ولی الان ب هردو میگم
@¹از دستت کسی چیزی نگیرین و نخورین
@²سعی کنین تا جای ممکن چیزی نخورین
@³تنها جای نرین مخصوصن تو سوجین
@⁴از پارک هیون و لینا دور بمونین
@⁵زودم بیایین خونه
&اوهه اجوما قبلن مافیای چیزی بودی خیلی کار بلدیا البته چشم
-چشم اجوما و اینک کوک خان اجوما جونم قبلن ک جونتره بود دستیار پدرم بوده
&اوه
-ارع
@خوب دیگ برین دیر شد
-&چشم
سوار ماشین شدیم تو راه هیچ حرفی بینمون رد و بدل نشد فقط کوک گاهی زل میزد ب صورتم لبخند میومد رو چهره اش وای وقتی ب لباسم و پاهام ک معلوم بود نگا میکرد اخم میکرد انگار که اعصبانی شده
&لباست حس نمیکنی خیلی کوتاه
-نه
&خیلی پرویی
&معلومه ک خیلی کوتاه
&اوجا همه مردا قرار زل بزنن ب پات و این منو عصبی میکنه
-چراا
&چرا داره
-ارع
&خوب خیر سرم مثلن دوست دخترمی
-دوست دختر فیک دیگ واقعی ک نه
&حالا هرچی
-اووف ببخشید
&نمیبخشم
-عه کوک
&خوب بابا ولی قول بد جای تنهایی نری و کلن پیشم باشی
-باش قول
√قربان رسیدیم
&بیا پیداشو
خیلی خوشحال بودم چون ب عنوان دوست دختر کوک کنارش بودم دستمو دور دستش حلقه کردم و وارد مهمونی شدیم با وارد شدن ما همه نگاه ها رفت سمت ما و شروع کردن ب پچ پچ کرد
[اوه اون سوجین نیس کنار جئون جکگوک
®ارع
٪ تهیونگ موخ خواهرشو زد اینم موخ سوجینو
©من ک میگم این خواهرشو یاد داد تا با ته وارد رابط بش و خودشم با کوک تا ته و کوک و ضعیف کن و خودش ب قدرت برسه
®ارع راس میگه
[فک نکنم در این حدم باش ها
&بیا بریم اونجا بشینیم
-بریم
- ۶۹
- ۱۷ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط