صبح با صدایِ نفس هایش اگر بیدار شدی ،

صبح با صدایِ نفس هایش اگر بیدار شدی ،
ساده گذر نکـُن ...
خودت را مچـآله کن در آغوشش،
چشمهایت را ببند...
و گوش بسپار " زندگی " خلـآصه می شود در همین دَم ُ بازدمـ هایش
پیشانیش را ببوس آنقدر محکم که بیدار شود
و سیر تماشآ کن لبخندی را که قبل از باز شدنِ چشمهایش
روےِ لبانش می نشیند
خیره شو در آن چشمهایِ خواب آلود و خواستنی
و آرام بگو : " صـُبح بخیر عزیزِ روز و شبِ من ! "
شب که شد باز هم چشمهایش را خوب نگاه کن
خستگی ِ چشمهایش را بفهم...
دستانش را بگیر ُ بلند و شمرده بگو
تو برایِ من خواب آلود و خسته و پریشان " تـــــو " هستی ...
نفس می کشی ...
نفس می کشم
به همیـن سادگی....
دیدگاه ها (۱)

معاملهp28جونگ‌کوک ساعت هشت صبح از خواب بیدار شد.چند لحظه به ...

سناریووو

آخرین بحث پارت ۲۴

پارت 5

⏰ سحرخیزی در ۵ قدم کوتاه:۱. شب زود بخوابسحرخیزی بدون خواب کا...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "39"ویو جئون آنجلیناصبح.....

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌هشتم: بیدار شو---شانه‌اش را بستم.با د...

P6صبح هنوز کاملاً روشن نشده بود.عمارت در سکوت سنگینی فرو رفت...

#in_your_eyespart_11۰"پنج سال بعد"ویو کایلااز صبح زود بیدار ...

از ترس تا اعتمادpart: 4 ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط