☆پارت۶☆
☆پارت۶☆
☆ستارهای در شب☆
☆ذهن جانگ☆
حالا چیکار کنم این دختره که غش کرده حالا من کجا ببرمش ، ببرمش خونه ام؟!
چاره ای نیست
رسیدن خونه ی جانگ به قدری دارک و خفن بود که نمی تونم توصیف کنم .
وقتی رسیدن اول از همه خدمتکار هارو رد کرد که بره که یهو پدرش نفهمه.....
یه خونه ی خالی با یع پسر و یه دختر خوشگل(عزیزان منحرف شدید😅)
وقتی که لو بیدار شد حدوداً ساعت ۱ صبح بود.
وقتی بیدار شد جانگ رو دید که بقلش نشسته بوده و از پس نگاش کرده بوده خوابش برده بوده🥹
لو سریع یه جیغ کشید
لو:ای منحرف عوضی !!!!!!!!!!!!!
جانگ:هی دخترک با کسی که از دست استالکرت نجاتت داد اینجوری حرف نزن
لو:حرف نزن تو همون دختر کش مدرسه هستی ، عوضی منحرف !!!!!! حتما بهم تجا*وز کردی
جانگ خودش رو جمع کرد و با دستش سعی کرد کت لو رو باز کنه
جانگ:نکردم ولی... بدم نمیاد اجراش کنم.......
☆ستارهای در شب☆
☆ذهن جانگ☆
حالا چیکار کنم این دختره که غش کرده حالا من کجا ببرمش ، ببرمش خونه ام؟!
چاره ای نیست
رسیدن خونه ی جانگ به قدری دارک و خفن بود که نمی تونم توصیف کنم .
وقتی رسیدن اول از همه خدمتکار هارو رد کرد که بره که یهو پدرش نفهمه.....
یه خونه ی خالی با یع پسر و یه دختر خوشگل(عزیزان منحرف شدید😅)
وقتی که لو بیدار شد حدوداً ساعت ۱ صبح بود.
وقتی بیدار شد جانگ رو دید که بقلش نشسته بوده و از پس نگاش کرده بوده خوابش برده بوده🥹
لو سریع یه جیغ کشید
لو:ای منحرف عوضی !!!!!!!!!!!!!
جانگ:هی دخترک با کسی که از دست استالکرت نجاتت داد اینجوری حرف نزن
لو:حرف نزن تو همون دختر کش مدرسه هستی ، عوضی منحرف !!!!!! حتما بهم تجا*وز کردی
جانگ خودش رو جمع کرد و با دستش سعی کرد کت لو رو باز کنه
جانگ:نکردم ولی... بدم نمیاد اجراش کنم.......
- ۹۸
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط