گـاهـی … 

گـاهـی … 

 دلـت”بـه راه” نیسـت !!  

ولـی سـر بـه راهـی …

  خـودت را میـزنـی بـه “آن راه” و میـروی …

  و همـه ،

 چـه خـوش بـاورانـه 

فکـر میکننـد …  کـه تــــو … “روبـراهـی”….
دیدگاه ها (۱)

دیگر چه فرقی دارد غزل بگویم یا نیمایی...اصلا شعرم چارپاره که...

یــــــــــــــــکــــــــــــــــــرنـــــــــــــــگ ڪه بـ...

ﺩﻟــــــﻡ ﻗــﺪﻡ ﺯﺩﻥ ﻣﯽ ﺧـﻮﺍﻫــﺪپیراهنی را که دوست داری ﭘـﻮﺷ...

ساعتی جای خدامن دلم میخواهد، ساعتی جای خدامی بودم تاکه چرخی ...

بی عشق سر مکن که دلت پیر می شود:گــاهـی گمان نمی کنی ولی خوب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط