ترجمه دل خوشیه من بود تا اینکه

🕸ℐ𝓉 𝓌𝒶𝓈 𝓂𝒴 ℘ℓℯ𝒶𝓈𝓊𝓇ℯ 𝓊𝓃𝓉𝒾ℓ 𝓃ℴ𝓌❤️‍🩹


ترجمه : دل خوشیه من بود تا اینکه...🎭

🅿4:

ویو کوک
صبح زود از خواب پاشدم و رفتم یه توش ۲۰ مینی کردم و اومدم از کمدم یه دست کت و شلوار مشکی( اسلاید ۲ ) پوشیدم و رفتم شرکت ( نکته : کوک برای عادی جلوی دادن بعضی از پروژه هاش یه شرکت داره که بهتر به کار های مافیایی اش برسه) امشب یکی از رئیس های یه شرکت که اتفاقا شورک هم هستیم ولی من نمیشناسمش مهمونی ترتیب داده هر چند من که تو این کارا دخالتی ندارم دست راستم این کارا رو میکنه فقط من امشب از شرکت مون دعوت هستم
برای همین رفتم یه سر به شرکت زدم و رفتم برای مهمونی آماده شم . چند مین بیشتر نمی مونم . باید برم به حساب چند تا جاسوس برسم .


ویو ا/ت
وای حالا هم که میخوایم با هم بریم سفر
مگه من چه گناهی کردم اینقدر بلا سرم میاد خداااا😬🙄
تو ماشینم بودم داشتم میرفتم شرکت ...
منشی : خانم یه مهمون دارید آقای چانگ( دست راست ا/ت ) گفتن برن داخل اتاق تون تا شما بیاین
ا/ت : * مهمون🤨 آخه کی میتونه باشه .
اوکی من میرم کسی رو هم به تلفن وصل نکن
منشی : چشم
ویو ا/ت
یکم تعجب کردم آخه من که با کسی قرار ملاقات نداشتم ولش رفتم تو با دیدنش خیلی شکه شدم
سر جام میخ کوب شدم ...



ادامه دارد......

حمایت کنید 😗امشب بازم ميزارم ✌️
دیدگاه ها (۲)

🕸ℐ𝓉 𝓌𝒶𝓈 𝓂𝒴 ℘ℓℯ𝒶𝓈𝓊𝓇ℯ 𝓊𝓃𝓉𝒾ℓ 𝓃ℴ𝓌❤️‍🩹ترجمه : دل خوشیه من بود تا ...

🕸ℐ𝓉 𝓌𝒶𝓈 𝓂𝒴 ℘ℓℯ𝒶𝓈𝓊𝓇ℯ 𝓊𝓃𝓉𝒾ℓ 𝓃ℴ𝓌❤️‍🩹ترجمه : دل خوشیه من بود تا ...

( فلش بک به زمان حال ) ویو ا/ت وای خدا حالا یادم اومد من چیک...

اسلاید ها به ترتیب: ۲ لباس ا/ت ۳ میکاپش ۴ لباس هانا ۵ میکاپ ...

part 7

پارت ۱ا،ت ویوا،ت: چشم رئیس ببخشیدیونگی : دفعه ی بعدی بیشتر د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط