اونے کـہ|عاشقـے|رو یـاد مـن داده داره میـره

اونے کـہ|عاشقـے|رو یـاد مـن داده داره میـره
نمیدونـہ کسـے بـہ جاـے مـن بـراش نمیمیـره
اخـہ کـے فکرشـو میکـرد یـہ روزـے خسته شـہ ازم
داره میـره نمیدونـہ دیگـہ[نفس]نمیکـشم
یادش نمونده کـہ میگفـت باهـام میمونـہ تا ابد
دلم تموم〖غصـہ〗هاش و مینویسـہ خط بہ خط
حـالا سیـاه شـده از اسـم اون دوبـاره یـک صفحـہ
میمیرم از نبودنـش تمـوم کـارم این دفعـہ. . . [♥]
دیدگاه ها (۲۴)

ترکم نکن

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

Part:4ویو نویسنده= همه در حال رفتن به سمت حریف هاشون هستن. آ...

رمان اسیر خان پارت یازدهم ۱۱

عاشقم باش Part 41

سناریو:زخم التیامی/ادامه پارت ۴_امروز شنبه. چند روزی میشه که...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۳ *سانیار*در رو با یه ضرب باز کرد...

THE FIRST KISSPART: 7اسماتیدفه نگاهم رو بدنش قفل شد بدنش اصل...

P14(۳سال بعد) بعد چند وقت به دانشگاه رفته بود،به دلیل سریال ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط