ای شوق تو بر شیشهٔ طاقت زده سنگم

ای شوق تو بر شیشهٔ طاقت زده سنگم
وی آمدنت عقده گشای دل تنگم
چون دل نسپارم به تو با اینهمه حسنت؟
من جان و دلم پیش تو ای دوست! نه سنگم
ای شوق رسیدن به تو مبنای شتابم
وی شور گذشتن ز تو، معنای درنگم
من بی تو و با تو به غم و شادی‌ام، آری
گه رومی رومم زِ تو، گه زنگی زنگم
می‌بافم از آن رشتهٔ امّید درازی
روزی اگر افتد سر زلف تو به چنگم
می‌آیم و یک‌روز از آن شاخهٔ جادو
می‌چینمت ای دختر نارنگ و ترنگم!
تو پشت به پشتم ده و – بی‌دغدغه- بگذار،
تاهر دو جهان داشته باشد سر جنگم
شیرین کن از آن عشق شکر ریز ، مرا کام
تا تلخی ایام ننوشانده شرنگم.
دیدگاه ها (۱)

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

ای شوق تو بر شیشهٔ طاقت زده سنگموی آمدنت عقده گشای دل تنگمچو...

ای شوق تو بر شیشهٔ طاقت زده سنگموی آمدنت عقده گشای دل تنگمچو...

روزت پدر، می آید و بدجور دلتنگمیاد تماس آخرت، آن آخرین زنگمآ...

روزت پدر، می آید و بدجور دلتنگمیاد تماس آخرت، آن آخرین زنگمآ...

روزت پدر، می آید و بدجور دلتنگمیاد تماس آخرت، آن آخرین زنگمآ...

روزت پدر، می آید و بدجور دلتنگمیاد تماس آخرت، آن آخرین زنگمآ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط