🐀موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش ديد. به 🐓 مرغ و 🐑 گوسفند
🐀موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش ديد. به 🐓 مرغ و 🐑 گوسفند و 🐄 گاو خبر داد. همه گفتند: تله موش مشکل توست به ما ربطی ندارد.
ماری در تله افتاد
و 👩🦳 زن مزرعه دار را گزيد.
از مرغ برايش 🫕 سوپ درست کردند.
گوسفند را برای عيادت کنندگان سر بريدند.
گاو را برای مراسم ترحيم کشتند
و در اين مدت موش از سوراخ ديوار نگاه میکرد و به مشکلی که به ديگران ربط نداشت فکر میکرد!
📚کلیله و دمنه
ماری در تله افتاد
و 👩🦳 زن مزرعه دار را گزيد.
از مرغ برايش 🫕 سوپ درست کردند.
گوسفند را برای عيادت کنندگان سر بريدند.
گاو را برای مراسم ترحيم کشتند
و در اين مدت موش از سوراخ ديوار نگاه میکرد و به مشکلی که به ديگران ربط نداشت فکر میکرد!
📚کلیله و دمنه
- ۳۴۵
- ۲۰ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط