#شهید_مهدی_زین_الدین

#شهید_مهدی_زین_الدین
تاریخ تولد:۱۳۳۸
محل تولد:تهران.ایران
تاریخ شهادت:۲۷ ابان ۱۳۶۳
محل شهادت:سردشت.ایران
محل دفن:قم
فرماندهی:فرمامدهی لشکر علی ابن ابیطالب
خاطره ای از شهید:
متور گازیی داشت که باهاش میومد مدرسه و عصر برمیگشت یه بار که داشت میرفت چراغ قرمز شد و ایستاد بعد واستاد با صدا بلند اذان دادن وقت اذان نبود اونایی که نمی شناختنش واستادن خندیدن اونایی هم که می شناختنش تعجب کرده بودن خلاصه چراغ سبز شد و ماشینا راه افتادن یه چندتا از اشنا ازش پرسیدن چرا پشت چراغ قرمز اذان دادی قاطی کرده بودی؟
گفت:دیدم پشت چرا قرمز یه ماشین عروس هست که عروس حجاب نامناسبی نداره گفتم چیکار کنم که مردم حواسشون پرت شه دیدم این بهترین کاره
دیدگاه ها (۱)

حتماً پیشنهاد می‌کنم این کلیپ رو تماشا کنید؛ واقعاً یکی از ق...

وقتی مجبور بودی نقش معشوقه اش رو بازی کنی💚پارت۴(the last par...

🎀 🍃 #زیــنـبـیــــون🍃 🎀 اخلاص در عملیه بار پشت چراغ قرمز یه...

یه موتور گازی داشت که هر روز صبح و عصر سوارش میشد و قارقارقا...

يه موتور گازی داشت که هرروز صبح و عصر سوارش میشد و قارقارقار...

‍ وصال یارداستان کوتاه و قابل تاملیه موتور گازی داشت که هررو...

یه موتور گازی داشت که هر روز صبح و عصر سوارش میشد و قارقارقا...

، ««بخاطر عروس خانمی که تو ماشین بود»»یه موتور گازی داشت که ...

یه موتور گازی داشت که هرروز صبح و عصر سوارش میشد و قارقارقار...

یه موتور گازی داشت که هرروز صبح و عصر سوارش میشد و باش میومد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط