شبی شاید رها کردم جهان چون سرابم را

شبی  شاید رها کردم جهانِ چون سرابم را
کسی اینجا نمی فهمد من و حالِ خرابم را

#لاادری
دیدگاه ها (۱)

می‌شَوی‌ از رَفتَنَت روزی پَشیمان مُنتَهاموقِعِ بَرگَشتَنَت ...

هرچه به جز خیال او قصد حریم دل کنددر نگشایمش به رو، از دَرِ ...

-گُناه‌ کیست که من با توام؛تُو با دِگران؟!

خستم از اینکه با تمام وجودم سعی کردم بهت نزدیک شمولی تو باتم...

شبی شایدرها کردم جهان چون سرابم را

اگه از اولش بفکر خودم بودم شاید الان ب اینجا ب این حال خرابم...

شاید باید جهان را رها کرد یه فنجان چای خورد مبادا که خودمان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط