نگاه اول

نگاه اول🎧✨
پارت ⁴
پیام امد
سلام ارسلانم جواب بده
من جواب ندادم
دوباره پیام امد
دیانا جونمم
جواب دادم درد مرض گفتم زنگ یا پیام ندع اه
پیام داد
جونن خشن
گفتم درد
زنگ زد قطع کردم هی زنگ هی زنگ تا جواب دادم گفتم هاااااا
گفت چ عجب گفتم چیع بگو
دیانا: مخواست حرف بزنه ک بابام امد سریع قط کردم

بابای دیانا: دیانا عشقم
دیانا: جونم بابا
بابای دیانا: بیا ناهار
دیانا: باش بابا الان میام
ی دفعه زنگ خورد گوشیم بابام اونجا بود ط دلم گفتم بمیری ارسلان داد نه
بابا دیانا: کی هست
دیانا: نیکا
بابای دیانا: خا جواب بده
دیانا: نه مهم نیس بریم ناهار
بابای دیانا: باش بیا بدو
دیانا: چشم بابام رفت ط دلم گفتم اخی خدا بهم رحم کرد
دیدگاه ها (۳)

نگاه اول🎧✨پارت⁵ــــــــــــــــــــــــــــــ⁴روز بعدـــــــ...

نگاه اول 🎧✨پارت⁶ارسلان: بردارررررردیانا: نه ارسلان: باش باش ...

نگاه اول: 🎧🦋پارت³امیر: سلام خوشگله من امیرمنیکا: علک منم نیک...

نگاه اول🎧🦋پارت ²نیکا: ی دفعه ی چراق سبز شد راه افتادیم رفتیم...

پارت دو بعد قرن هاااااا

پارت ³⁵+( چشمام رو باز کردم ساعت ۵ونیم بود و آفتاب داشت طلوع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط