💫فیک ران💫

💫فیک ران💫
#پارت_اول


^^فلش بک^^
ویو (ا/ت)
آخخخخ..هه...هه...بالاخره از دست اون پیرمرد خلاص شدم...همش غرغر می‌کرد...
هه...هه(نفس نفس زدن)..آه بالاخره رسیدم...
از اینجا راحت میشه آتیش بازی رو تماشا کرد...
اَههه! لعنت بهش یادم رفت خوراکی بگیرم...
بهتره تا شروع نشده سریع برگردم...
شروع کردم به دویدن...
وقتی وسط راه یه سوپر دیدم سریع ایستادم و چن تا خوراکی خریدم و با سرعت به سمت همون جایی که پیدا کرده بودم حرکت کردم...
که یکدفعه به یه مرد برخورد کردم و خوردم زمین و همه‌ی خوراکی هام پخش زمین شد...
بارون شروع به باریدن کرد...
وقتی به مرده نگاه کردم...
یه مرد مست بود که دستش یه بطری بود و معلوم بود اصلا حالیش نیست داره چه غلطی میکنه...
دستی که بطری توش بود رو بالا برد و می‌خواست بزنه تو سرم...
صدای خنده‌ی وحشیانش توی گوشم می‌پیچید که یکدفعه...
یه مرد قدبلند با موهای بافته جلوی دست اون مرد رو گرفت...
بخاطر بارون معلوم بود زیر لباسش رو بدنش تتو داره...
اون پسر خیلی خوشتیپ بود...و قوی...
اون پسر، مرد مست رو با یه لگد، شوت کرد اونطرف...
پسره سریع دوید سمت مرد و روش نشست و با مشت به جونش افتاد...
وقتی بهشون نگاه کردم...اون مرد، مُرده بود..
اون پسر با پوزخندی به من نگاه کرد و گفت: از این به بعد باید بیشتر مراقب خودت باشی...
باشه ای گفتم و از جام بلند شدم و خوراکی های پخش شده روی زمین رو جمع کردم...
همشون خیس شده بودن...یکدفعه یه شوک بهم وارد شد...
آتیش بازی شروع شده بود...
با عجله اسم پسر رو پرسیدم و اون گفت: اسمم؟ هه!..ران...اسمم هایتانی رانه...
و با سرعت به سمت اون تپه دویدم...
^^پایان فلش بک^^

خوب بود؟✨️💫😭
دیدگاه ها (۱۱)

✨️فیک ایزانا✨️#تک_پارتیویو (ا/ت)اوممم...فک‌کنم الاناس که ایز...

💫فیک ران💫#پارت_دومویو (کیرون)(نکته: کیرون پدر ا/ت عه و ۳۸ سا...

درخواستی سناریو هاتونو اینجا بگید🗿✨️🎀لیست درخواستی ها🎀🎀تک پا...

🤍MY FAMILY🤍💭خواهر گشنگم: @ll_miko💭ران فداششم: @shwga1846shwg...

Forbidden Weakness ضعف ممنوعهفصل دومp.13 (روایت از زبان جونگ...

my love part 98

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط