خدایا...

خدایا...
فانوست را کمےپایین تر بگیر...
جاده اے که در آن قدم نهاده ام
تاریک است،
انتهایش را نمےدانم چیست...
میترسم انتهایش بن بست باشد...
تو را به مهربانیت سوگند...
فانوست را کمےپایین تر بگیر
تا روشنے بخش راه
نامشخصم باشد...
نمےخواهم
بے فانوس تو
به جایے برسم
که برگشتنم دشوار گردد
و پشیمان شوم....
اے مهربانترینم..
من اکنون
سخت به نور فانوست محتاجم...
دیدگاه ها (۱)

خدایا فانوست را کمی پایین تر بگیر...جاده ای که در آن قدم نها...

خدایــــا فانوست را کمی پایین تر بگیرجاده ای که در آن قدم نه...

خدایافانوست را کمی پایین تر بگیرجاده ای که در آن قدم نهاده ا...

خدایـــــــــــــــا... فانوست را کمی پایین تر بگیر... ...

خدایـــــــــــــــافانوست را کمی پایین تر بگیرجاده ای که در...

خدایـــــــــــــــا فانوست را کمی پایین تر بگیرجاده ای که د...

خدایـــــــــــــــا فانوست را کمی پایین تر بگیرجاده ای که د...

خدایـــــــــــــــا... فانوست را کمی پایین تر بگیر... ...

خدایـــــــــــــــا فانوست را کمی پایین تر بگیرجاده ای که د...

خدایـــــــــــــــا... فانوست را کمی پایین تر بگیر... ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط