نشد یک لحظه از یادت جدا دل

نشد یک لحظه از یادت جدا دل
زهی دل،آفرین دل،مرحبا دل
ز دستش یک دم آسایش ندارم
نمی دانم چه باید کرد با دل
هزاران بار منعش کردم از عشق
مگر برگشت از راه خطا دل؟
به چشمانت مرا دل مبتلا کرد
فلاکت دل،مصیبت دل،بلا دل
«لاهوتی»
دیدگاه ها (۱)

تو مرا یاد کنی یا نکنی باورت گر بشود گر نشودحرفی نیستاما نفس...

به عاشقان ومعشوقه های شهر بگویید...دلبری برای یکدیگر را...بگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط