دايره اى به دور خود کشيدم

دايره اى به دور خود کشيدم

محيطش به اندازه مهرباني هاى توست

و خود درمرکز ايستاده ام

آنقدر از همه چيز و همه کس دورم

که هيچکس را توان تصاحب من نيست

خيــــــــــــالت راحت !


تا وقتى هستى دايره بسته مى ماند

و اگـــــــــــــر زبانم لال !!!!!!

روزى نباشى آنقدر محيطش راکوچک مى کنم

تا درخود فرو روم و باز هم دست کسى به من نخواهد رسيد ...
دیدگاه ها (۴)

نیکزاد افرسی نیا هرسین کرمانشاه معنای زندگی

#in_your_eyespart_1۰۹ویو کوکنمی‌دونم چند ساعت گذشته بوداز وق...

پارت : 19 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*یک ساعت بعد، استادیوم تقر...

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

Novel panleo ♡ #part⁶³ ♡『 leoreza 』نگاه عاجزانه اش رو بهم دو...

#باران 🌿نمیدانم چگونه توصیف کنم؟!کنار تو بودن و تو را داشتن ...

نام کتاب:‌ موهایم را ببافنویسنده: الینا محمدی کاربر نودهشتیا...

عمارت خونین(29)🖤

جیمین فیک زندگی پارت ۹۷#

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط