[شعر زبانحال خودم است]

[شعر زبانحال خودم است]

خدایا !!
روا نبود که این جوری از دلِِ تو جا بمونم،

روا نبود با این هم تنهایی تنها بمونم،

آه !! دلم که پیش تو موند به هیچکی دل نبست،

این دلکِ صبور من که عاشق ات بوده و هست !


اللهم ارزقنا توفیق شهاده فی سبیلک.
دیدگاه ها (۲)

خشک شد بیخ طَرب، راه «خرابات» کجاست ؟! «خرابات» اشارت به «وح...

خجاب چهرۀ جان .... ! معشوق چون خواهد که عاشق را در آغوش کشد،...

زندگی این سرای (دنیا) جز بازیچه و لهو و لعب نیست، و بدرستی ک...

بارالها دولت شب بیداران نصیب مان فرما! دلا شب ها نمی نالی ب...

فامیل این#شهید بزرگوار#اشتباه تایپ#شده بود#تصحیح شد«اربا ارب...

قم…شهر، رنگ وداع گرفته بود.در سایه‌ی گنبد جمکران،هزاران دل ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط