بسم الله الواحدالاحد
بسم الله الواحدالاحد
سلام دوستان عزیز پیشاپیش سال نو را به همه ی ملت ایران تبریک میگم.
من یک هموطن خوزستانی ازشهرشادگان نوشیده آب کارون دوست داشتم سال نو را با دلی شاد شروع کنم ولی متاسفانه مراسم غم انگیزرحلت برادر یونس عساکره را درمسجد دلم دارم.این جوان زحمتکش بخاطرتکرار مطالبه خود که کیوسکی ازمسئولین شهرداری خرمشهر جهت معیشت خود داشت نتیجه ای نگرفت وناامید اززندگی وفشاربیش ازحد،جلوی درب شهرداری خرمشهرخود را به آتش کشید،واقعا جای تاسف داردکه جوانان ما بخاطر یک لقمه حلال کارشون به اینجا رسیده ،کجا رفت آن شعارها ومسلمانی که جوانان را وادرمیکند بخاطرمعیشتشان خود سوزی کنند،بسیاری هستند که هم اکنون حال و روزشان اینگونه است وبرای زن وفرزندان خود زحمت میکشند تا آنان گرسنه نمانند،ولی هر روز از پی کارمیدونا وتوسط مسئولین پاسکاری میشوند.خیلی ها جلوی درب شرکتها درسرما وگرما گرسنه میخوابند ومنتظر شغلکارگری ساده هستند تا با دست خالی به خانه برنگردنند.
اگرمیخواهیم ازمسلمان بودنمان بگذریم پس انسانیت کجارفت؟ازهمه که میخواهیم بگذریم پس خدا پرستی چه شد؟او که میبیند ،تاکی صبرکنیم؟تاکی پشت درهای بسته منتظر بمانیم تا لقمه نانی برای فرزندانمان به خانه ببریم؟ تاکی باید بگویم ایرانی ولی اثری ازایرانی بودنمان نبینیم؟تاکی بایددنبال آب ونان باشیم وقطره های آخر زندگی خود را تجربه کنیم ،تا کی ازخوشبختی خبری نباشد؟تاکی باید موقع تحویل سال بغض واشک روی گونه هایمان قدم بزند که راهی جز این ندارند ،تاکی شب عید ،بچه هایمان پشت شیشه بوتیکها حسرت بخورند وقدرت خرید لباس نوبرایشان نداشته باشیم؟تاکی باید این آه شکسته دردلهای مردم جنوب غوغا به پا کند وراه حلی نباشد ؟ کجارفتندآن اساتیدی که قبلا درس انسانیت به مسئولین کنونی میدادند؟کجارفتی ای خوزستان غرق درخون شهدا که هنوزصدای تودرزندان حبس است ،کجارفتی ای مسلمان که برادرانت ازبیکاری خانمان سوزشدند.
نیازی نیست برای حسین گریه کنید بیایید به حال طفلک ماگریه کنید ،که حسین بی نیاز از گریه شماست،حسین فقط انسانیت شمارا میخواهد و بس،
خسته ایم ازاین فضای باز زندانی فقر....
کمال محمد
سلام دوستان عزیز پیشاپیش سال نو را به همه ی ملت ایران تبریک میگم.
من یک هموطن خوزستانی ازشهرشادگان نوشیده آب کارون دوست داشتم سال نو را با دلی شاد شروع کنم ولی متاسفانه مراسم غم انگیزرحلت برادر یونس عساکره را درمسجد دلم دارم.این جوان زحمتکش بخاطرتکرار مطالبه خود که کیوسکی ازمسئولین شهرداری خرمشهر جهت معیشت خود داشت نتیجه ای نگرفت وناامید اززندگی وفشاربیش ازحد،جلوی درب شهرداری خرمشهرخود را به آتش کشید،واقعا جای تاسف داردکه جوانان ما بخاطر یک لقمه حلال کارشون به اینجا رسیده ،کجا رفت آن شعارها ومسلمانی که جوانان را وادرمیکند بخاطرمعیشتشان خود سوزی کنند،بسیاری هستند که هم اکنون حال و روزشان اینگونه است وبرای زن وفرزندان خود زحمت میکشند تا آنان گرسنه نمانند،ولی هر روز از پی کارمیدونا وتوسط مسئولین پاسکاری میشوند.خیلی ها جلوی درب شرکتها درسرما وگرما گرسنه میخوابند ومنتظر شغلکارگری ساده هستند تا با دست خالی به خانه برنگردنند.
اگرمیخواهیم ازمسلمان بودنمان بگذریم پس انسانیت کجارفت؟ازهمه که میخواهیم بگذریم پس خدا پرستی چه شد؟او که میبیند ،تاکی صبرکنیم؟تاکی پشت درهای بسته منتظر بمانیم تا لقمه نانی برای فرزندانمان به خانه ببریم؟ تاکی باید بگویم ایرانی ولی اثری ازایرانی بودنمان نبینیم؟تاکی بایددنبال آب ونان باشیم وقطره های آخر زندگی خود را تجربه کنیم ،تا کی ازخوشبختی خبری نباشد؟تاکی باید موقع تحویل سال بغض واشک روی گونه هایمان قدم بزند که راهی جز این ندارند ،تاکی شب عید ،بچه هایمان پشت شیشه بوتیکها حسرت بخورند وقدرت خرید لباس نوبرایشان نداشته باشیم؟تاکی باید این آه شکسته دردلهای مردم جنوب غوغا به پا کند وراه حلی نباشد ؟ کجارفتندآن اساتیدی که قبلا درس انسانیت به مسئولین کنونی میدادند؟کجارفتی ای خوزستان غرق درخون شهدا که هنوزصدای تودرزندان حبس است ،کجارفتی ای مسلمان که برادرانت ازبیکاری خانمان سوزشدند.
نیازی نیست برای حسین گریه کنید بیایید به حال طفلک ماگریه کنید ،که حسین بی نیاز از گریه شماست،حسین فقط انسانیت شمارا میخواهد و بس،
خسته ایم ازاین فضای باز زندانی فقر....
کمال محمد
- ۱.۵k
- ۲۶ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط