همچون باران باشیم...

همچون باران باشیم...
رنج جدا شدن از آسمان را
در سبز کردن زندگی جبران کنیم.
یاد گرفتم بخندم و ببخشم...
خدا نیستم، ولی
زیر سایه ی خودش بزرگ شدم! :)
دیدگاه ها (۳)

شعرم بکند در دل تو کاش نفوذی ای کاش که زنده بشود عشق تو...

داری میری از خونه ی آرزو جدا میشم از تو چه آواره و کنارت نمی...

نه از تنهایی می‌ترسمنه از تنها ماندن.ترسم ازتنها بودندر کنار...

تو جانانی ولیکن جانِ مائی ...!

در هیاهوی زندگی، در میان دغدغه‌ها و نگرانی‌ها، گاهی گم می‌شو...

بیا تا با هم رویِ بال‌های نسیم سوار شویم و تمامِ شهر را بگرد...

پارت چهاردهم💫مراسم تمام شد. مهمان‌ها می‌رفتند. آت و سوکجین د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط