دیر آمد اما از کنارم زود رد شد

دیر آمد اما از کنارم زود رد شد
او خوب بود از بخت من یکباره بد شد
از دور او را دیدم و زیبا تر از ماه
در دوربین چشم های من رصد شد
مانند رودی پرخروش و شاد بودم
فهمید دریا می روم ناگاه سد شد
با پا کشاندم پیش خود با دست پس زد
اینگونه رفتارش دلیل جذر و مد شد
دل را به دستش دادم و از چشمش افتاد
دار و ندارم زیر پاهایش لگد شد
ویران شدن یک کار تدریجی و ساده ست
از بر نبود این را ولی کم کم بلد شد
دیدگاه ها (۷۶)

گفته بودی بودنم بی عشق یک بیماری استآری اما زندگی با عشق هم ...

بیا، مرو ز کنارم، بیا که می میرمنکن مرا به غریبی رها، که می ...

آمدم عرض ادب بر قدم یار کنمدل و جان را به فدای گل بی خار کنم...

مهربانم یاد تو بر شعر من جان می دهددرد من را چشم تو یکباره د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط