چشم عسلت اگرچه سرسنگین است

چشم عسلت اگرچه سرسنگین است
بوسه ولی از کنج لبت شیرین است

گفتی که ز شعر هم به جایی نرسی
آخر چه کنم؟ تمام وسعم این است
دیدگاه ها (۱)

غم ندارمٖ که به بند تو گرفتار شدم غمم آنست که ترسم، کنی آزاد...

رفیق مهربان و یار همدمهمه کس دوست می‌دارند و من هم

هر مرض دارو و هر درد علاجی داردزخم تیر مژه را مرهم و داروئی ...

#عاشقانه_های_من#شعر #دکلمه_شعر #دکلمه_خاص #دلنوشت #تکست #است...

حج : مطلب ۲ از ۵

دلتنگم ای عزیز به روی نگاری‌اترو کرده‌ام به پنجره انتظاری‌ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط