از خستگی روز همین خواب پر از راز

از خستگی روز همین خواب پر از راز

کافیست مرا،ای همه خواسته ها تو

دیشب من و تو بسته ی این خاک نبودیم

من یکسره آتش،همه ذرات هوا تو

پژواک خودم بودم و خود را نشنیدم

ای هرچه صدا،هرچه صدا،هرچه صدا-تو

آزادگی و شیفتگی مرز ندارد

حتی شده ای از خودت آزاد و رها تو

یا مرگ و یا شعبده بازان سیاست؟

دیگر نه و هرگز نه،که یا مرگ که یا تو

وقتی همه جا از غزل من سخنی هست

یعنی همه جا تو، همه جا تو، همه جا تو

 

پاسخ بده ازاین همه مخلوق چرا من؟

تا شرح دهم، از همه ی خلق چرا تو؟

 
# عاشقانه ...
دیدگاه ها (۲)

امشب غزل! مرا به هوایی دگر ببرتا هر کجا که می بردت بال و پر ...

بوی کافور گرفتم نفحاتی بفرستبا توام-عشق! گلابانه حیاتی بفرست...

سلام ، صبح همگی بخیر دوستان خوبم

من با غزلی قانعم و با غزلی شاد تا باد ز دنیای شما قسمتم این ...

عشق ادایی{پارت ۲}

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط