تو آن شعری که من جایی نمی خوانم،که میترسم

تو آن شعری که من جایی نمی خوانم،که میترسم

به جانت چشم زخم آید چو می گویند تحسینم
دیدگاه ها (۶)

رتبه ای هرگز ندیدمبهتر از افتادگی،هرکه خود را کم ز ما میداند...

جمعه ها در دل من شور عجیبی بر پاست منتظر تا خود شب، خیره به ...

‏گشتم خریدار غمت، حیران به بازار غمت، جان‌داده در کار غمت...

در تماشایِ "تو" از بس کرده‌ام قالب تهیهر که می‌بیند مرا بی ج...

از یه جایی به بعد دیگه تو کتاب انتخاب نمی کنی کتاب که تو رو ...

الهی، به مهربانی تو چشم دوخته ام و دست به سوی بخشش تو دراز ک...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط