دیکته

دیکته
بنويس بابا مثل هر شب نان ندارد
سارا به سين سفره مان ايمان ندارد
بعد از همان تصميم کبری ابرها هم
يا سيل می بارد و يا باران ندارد
بابا انارو سيب و نان را می نويسد
حتی برای خواندنش دندان ندارد
انگار بابا همکلاس اولی هاست
هی می نويسد اين ندارد آن ندارد
بنويس کی آن مرد در باران ميايد
اين انتظار خيسمان پايان ندارد
ايمان برادر گوش کن نقطه سر خط
بنويس بابا مثل هر شب نان ندارد

غلامعلي شكوهيان
دیدگاه ها (۴)

دل تـنگی ... حـاضـر غــم ... حـاضـر درد ... حـاضـر دوری ....

زندگي دفتري از خاطره است ... يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل...

مســافــر تنهــا، بــا آتــش حقیــرت در ســایــه‌ســار بیــد...

لحظــه ديــدار نــزديــک اســت! بــاز مــن، ديــوانــه ام، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط