شور عرفان ...
شور عرفان ...
من به هر جمیعتی نالان شـــــدم جفت بد حالان و خوش حالان شدم
هر کسی از ظن خود شد یار مـــن از درون من نجســـت اســــرار من
سرمن از ناله من دور نیــــســـت لیک چشم و گوش را آن نور نیـست
تن زجان و جان ز تن مستور نیست لیک کس را دید جان دستور نیـست
من به هر جمیعتی نالان شـــــدم جفت بد حالان و خوش حالان شدم
هر کسی از ظن خود شد یار مـــن از درون من نجســـت اســــرار من
سرمن از ناله من دور نیــــســـت لیک چشم و گوش را آن نور نیـست
تن زجان و جان ز تن مستور نیست لیک کس را دید جان دستور نیـست
- ۱۸۰
- ۱۵ آذر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط