شور عرفان ...

شور عرفان ...
من به هر جمیعتی نالان شـــــدم جفت بد حالان و خوش حالان شدم

هر کسی از ظن خود شد یار مـــن از درون من نجســـت اســــرار من

سرمن از ناله من دور نیــــســـت لیک چشم و گوش را آن نور نیـست

تن زجان و جان ز تن مستور نیست لیک کس را دید جان دستور نیـست
دیدگاه ها (۱)

هرکسی از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من سر من از...

#مثنوی_و_معنویهر کسی کو دور ماند از اصل خویشباز جوید روزگار ...

بشنو این نی چون حکایت می‌کنداز جداییها شکایت می‌کندکز نیست...

من به هر جمعیتی نالان شدمجفت بدحالان وخوش حالان شدمهرکسی از ...

هر کسی کو دور ماند از اصل خویشباز جوید روزگار وصل خویش من به...

من به هر جمعیتی نالان شدمجُفت بدحالان و خوش‌حالان شدمهر...

✨بشنو این نی چون شکایت می‌کنداز جداییها حکایت می‌کند✨کز نیست...

بشنـو این نی چون شکــایت می‌کـــنـداز جـداییــهـــا حکــــ...

بشنـو این نی چون شکــایت می‌کـــنـداز  جـداییــهـــا  حکــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط