بوسه آتش بر گونه رز

"بوسه آتش بر گونه رز"
Part 26

رایحه تهیونگ کل ماشین رو گرفته بود. رایحش با روز های قبل فرق داشت..الان غلیظ تر از حالت عادی بود و این خبری جز رفتن داخل رات نداشت..
جونگکوک که فهمیده بود به تهیونگ نگاهی میندازه:
- تهیونگ..تو حالت خوبه؟ میخوای مراسمو بندازم برای بعد؟
تهیونگ سرشو به منفی تکون میده:
- ن..نه...من حالم خوبه
- مطمئنی؟ تو داری میری تو رات!
- گفتم که..حالم خوبه
و در همین حین که داشت حرفشو میزد، سر خوردن به چیز خیس و سرازیر شدن چیزی رو از لای paهاش تا rونش حس کرد..سعی کرد اهمیت نده تا خون خالص رو هم نگران نکنه دوباره.
- خیله خب باشه! اگه حالت خوبه که پس بریم رستوران..یا بریم خونه غذا بخوریم؟
- ب..بریم خونه..اونجا بهتره..
داشت منفجر میشد و رایحش غلیظ تر شده بود.
در این حد شده بود که حتی این رایحه غلیظ داشت جونگکوک رو هم تhرiک میکرد.
- به نظرم بهتره جشن رو بندازیم برای بعد
تهیونگ با چشم های متعجب به جونگکوک نگاه میکنه:
- چ..چرا؟
- چون تو رفتی تو رات و منو هم تhرiک داری میکنی
تهیونگ به بrامدگی جونگکوک نگاه میکنه..راست میگفت واقعا تhرiک شده بود
- پ..پدرت..عصبی نمیشه..؟
- بهش میگم رفتم تو رات..مشکلی دیش نمیاد! الانم بهتره بریم هتل من اونجا هیچکس نیست
تهیونگ بدون حرفی نگاهش رو به بrامدگی کوچیک خودش که از رو شلوaرش معلوم بود میده. با انگشتاش اروم فشارش میداد تا شاید بهتر شه ولی بدتر میشد. گرگش میخواست روش قالب بشه ولی نباید میزاشت..گرگش شرمو حیا حالیش نمیشد و اگه روش قالب میشد خدا میدونست چه کار هاب خجالت اوری میکنه.
جونگکوک نگاهش به دست تهیونگ رو بrامدگیش بود میوفته:
- فکر نمیکنم اجازه داده باشم که به خودت دست بزنی
تهیونگ انگشتش رو با حواس پرتی بیشتر فشار میده که نaله ضعیفش در میاد.
- اهه..جونگکوک..الان نمیشه..بیخیالش بشی..؟
جونگکوک با اخم دست تهیونگ رو برمیداره:
- نه..اجازه نداری..یکم تحمل کن الان میرسیم
خودش هم چندان وضعیت خوبی نداشت...تhرiک شده بود و شلوaر و باکسrش براش taنگ شده بود و اذیتش میکرد.
بعد بیست دقیقه میرسن.
جونگکوک ماشینو تو پارکینگ پارک میکنه و پیاده میشه.
تهیونگ هم پیاده میشه ولی به خاطر سفت بودن بrامدگیش، نمیتونست راحت راه بره و اون خiسی بین paهاش که حالا تا ساق paهاش لیز خورده بود، موقع راه رفتن اصلا حس خوبی نداشت.
جونگکوک که دید تهیونگ نمیتونه راحت راه بره میاد و تهیونگ رو براید استایل بغل میکنه و وارد هتل میشه.
خودش هم وضعیتش دست کمی از تهیونگ نداشت ولی اون بهتر میتونست تحمل کنه.
وقتی وارد هتل شدن همه خدمه ها بهشون احترام میزارن.
جونگکوک میره سمت وی ای پی و وارد اتاق میشه.
در رو با پاش می‌بنده و سمت در می‌چرخه:
- رز کوچولوم درو قفل کن
تهیونگ که دست هاش دور گrدن جونگکوک حلقه بود، یکی از دست هاش رو دراز میکنه و در رو قفل میکنه.
جونگکوک با رضایت هومی میگه و سمت taخت میره.
:))💜
جونگکوک: @dian.kookv
دیدگاه ها (۱۳)

وایب کالرز»»»»»»»»»

من قربون پاپام بشم :))

"بوسه آتش بر گونه رز"part 22جونگکوک تهیونگ رو نوازش میکرد و ...

"بوسه آتش بر گونه رز"part 25تهیونگ با لبخند دستشو نوازش وار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط