ببر وحشی

ببر وحشی⛓️💜
(پارت ۶)
ویو ات
تو این فکر بودم ک یعنی برم خونشو و یجوری عاشقش بشم یا نرم و از خاطرم حذفش کنم چیکار کنم ک یهو شیشه سالن شکست و یکی با بکسل اومد و منم محکم بغل کرد و پرت شدیم پایین هلیکوپتر سیمو کشید بالا(میدونم هندی شد ولی خب🤣)
خدمتکار و بادیگاردا:ملکههههه
نشستم رو صندلی مرده جلوی پام بود ماسکشو کشید پایین تهیونگ بود
ات:توعه مرتیکه ی عوضی ولم کننننن
کوک:سلام زن داداش
ات:الحق دوتاتون کصخلین
ته:عشقم چیزیت نشد
ات:عشقم صدام نکن ایکبیری(خودتی اشغال)
ات:چرا ولم نمیکنی من عاشقت نیستم
ته:ولی من هستم
یهو لباشو گذاشت رو لبام و مک میزد بی حرکت مونده بودم
کوک:هورااااااا
دیدم ول نمیکنه یدونه خوابوندم تو صورتش
ات:هی اشغال ولم کنا
ته:عاشق همین زدنتم
ات:ولم کن بزار برم
ته:نچ
گوشی رو برداشتم زنگ زدم به خدمتکارم
ته:به کی زنگ میزنی
ات:به تو چه
ات:الو
خدمتکار:ملکه حالتون خوبه خیلی نگران شدیم اون کسی ک اومد بردتون کی بود
ات:کیم تهیونگ شیشه سالن رو بگو بندازن تمیز هم بکنین مواظب وسیله ها باشید...
معضرت میخوام باید برم بیرون اومدم ۲ پارتشو میزارم😊🫶🏻
دیدگاه ها (۱)

سلام من اومدم تا هر جا تونستم پارت میزارم💖ببر وحشی⛓️💜(پارت ۷...

جوووووووون بابا🤣لایک و کامنت و فالو🍩اصکی میری بگو🐾سوال این پ...

ببخشید دیر شد شارژ گوشیم تموم شدببر وحشی💜⛓️(پارت ۵)ویو تهبا ...

تنها کسی ک از فیکم خوشش اومد🥺پس بخاطرش ۴ پارت میزارم🕊

پارت۶ [ دیوانه وار عاشق]ات: وای فردا باید برم مدرسه ولی با ...

فصل دو ( چرا من؟)پارت ۳🎀😐ات: اقای×× و تهیونگ چرا نمیاین؟؟ اگ...

سادیسمی من☆p/¹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط