قسم به نیمه ی لیوان غم که خالی نیست

قسم به نیمه ی لیوان غم که خالی نیست
کسی به باور دردم در این حوالی نیست

بجان عشق، بجان شما، بجان خودم
که عشق اول درد است و بی خیالی نیست

هدیه ام که چو گل.های دامنت زنده است
نگاهدار و مزن پا که نقش قالی نیست

دلی که دست تو دادم عزیز دار که دل
شکستنی ست ولی جنس او سفالی نیست

ببین به پای تو افتاده ام مرا بردار
که اتفاق فرود آمدن زکالی نیست

بگیر جانم و جامت ز من دریغ مکن
که این معامله خوب است گرچه عالی نیست

دیدگاه ها (۱)

چو مویِ تو تداعی می کند گلهایِ قالی راگلاب آگینه کرده دیده ا...

که غیر نقص در این انجمن کمالی نیست

...گلدانی از بنفشه و از یاس خالی امزردم، دچار حادثه ی خشکسال...

...گلدانی از بنفشه و از یاس خالی امزردم، دچار حادثه ی خشکسال...

...گلدانی از بنفشه و از یاس خالی امزردم، دچار حادثه ی خشکسال...

روزگارا قصد ایمانم مکنزآنچه می‌گویم پشیمانم مکنکبریای خوبی ا...

ای که در مسجد روی بهر سجود سر بجنبد دل نجنبد این چه سود مولا...

فرخ شهبازی

۱۳سایه رحمتبر در میکده روزی چو گذرم افتدچشم آلوده من بر رخ ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط