~سهپارتی~
~سهپارتی~
جونگکوک:)
وقتی شب دیر میای خونه عصبی میشه و ....
اسمات،رازآلود ( نمیدونم کجاش رازآلوده ولی خببب )
...درخواستی ...
p , ²
گایز نتونستم توی ۲ پارت هم جمعش کنم💅🥲
سهپارتی شدد :)..
_ بعد از پسر ²⁰ سانتی من .. نوبت دختر شیرین تو هم میشه ؟
+ اوهوم ددی .. چرا که نه..
با چشمای خمارش بهم زل زد ...
_ بیب .. نمیخوای انجامش بدی؟!
+ چرا که نه ددی .. بیا تا براب اون ابنبات خوشمزست سا*ک بزنم .. ( الله و اکبرر 😔 )
از روی تخت اومدم پایین .. موهامو از بالا بستم و لبامو تَر کردم ..
لیسی بهش زدم ..
+ اوه شت .. خوشمزه..؛
آبنبات رو داخل حفر داغ و تنگی کردم ..
_ عااحح .. چقدر دوست دارم توت باشم
ات از پایین .. به جونگکوکی که در حال لذت بود ، نگاهی انداخت .. و محکم تر .. قوی تر .. دوباره کارشو ادامه داد..
ات با حس اینکه الان ممکنه عوق بزنه .. و کوم هم به حس نزدیک شدن .. کشید بیرون و ات رو روی تخت گذاشت..
_ عاحح بیب .. مجبور نبودی انجامش بدی! در هر صورت اگه میخواستی با این کارت .. از مجازاتت در بری .. فکر اشتباهیه میسیز!"
کوک از توی کمد .. لوب و کاندوم رو در آورد و روی عسلی کنار تخت گذاشت..
_ حالا نوبت منه که هنرمو بهت نشون بدم .. * بم *
کوک از لوب کنار ات .. کمی برداشت و به دستش ریخت ..
_ قراره یکم دردت بیاد بیب ..
مستر .. پاهای ات رو باز کرد و اونو به تاج تخت چسبوند .. و انگشت اشارهش رو .. وارد ورودی داغ و تنگ خانمش کرد ..
+ اَه فاک .. این درد میکنه * بغض *
مستر شروع کرد به وارد کردن دوتا از انگشتای دیگش .. و انگشات هاشو .. داخل ات تکون میداد .. تا جایی برای پسرش که هر ثانیه بزرگتر میشد .. باز کنه!"
بعد از اینکه فهمید جایی برای دیکش باز شده ... ورودی ات رو ، پر از لوب کرد..
بعدش کاندوم فاکینگی که روی میز بود رو برداشت و به دیکش که هر ثانیه بزرگتر میشد زد؛ و لب زد ..
_ اولش یکوچولو درد داره ... ولی بعدش لذت بخش میشه ..
این رو گفت و دیکش رو وارد ات کرد ..
و ات .. جیغ بلندی کشید؛
مستر فاکی .. منتظر دخترش بود .. تا به دردی که داره عادت کنه و نزدیک ² مین منتظر موند ...
بعدش ..
نظرر ؟
الان شد سهپارتی😔🤌💅
میخوام شرط بزارمم چون دفعه پیش نزاشتم ولیی انصافاا سریع رسوندینناا .. اینم انتظار دارم سریع برسونین پارت بعد رو بزارمم..
شرایط:
²⁵ لایک
⁸ کامنت
جونگکوک:)
وقتی شب دیر میای خونه عصبی میشه و ....
اسمات،رازآلود ( نمیدونم کجاش رازآلوده ولی خببب )
...درخواستی ...
p , ²
گایز نتونستم توی ۲ پارت هم جمعش کنم💅🥲
سهپارتی شدد :)..
_ بعد از پسر ²⁰ سانتی من .. نوبت دختر شیرین تو هم میشه ؟
+ اوهوم ددی .. چرا که نه..
با چشمای خمارش بهم زل زد ...
_ بیب .. نمیخوای انجامش بدی؟!
+ چرا که نه ددی .. بیا تا براب اون ابنبات خوشمزست سا*ک بزنم .. ( الله و اکبرر 😔 )
از روی تخت اومدم پایین .. موهامو از بالا بستم و لبامو تَر کردم ..
لیسی بهش زدم ..
+ اوه شت .. خوشمزه..؛
آبنبات رو داخل حفر داغ و تنگی کردم ..
_ عااحح .. چقدر دوست دارم توت باشم
ات از پایین .. به جونگکوکی که در حال لذت بود ، نگاهی انداخت .. و محکم تر .. قوی تر .. دوباره کارشو ادامه داد..
ات با حس اینکه الان ممکنه عوق بزنه .. و کوم هم به حس نزدیک شدن .. کشید بیرون و ات رو روی تخت گذاشت..
_ عاحح بیب .. مجبور نبودی انجامش بدی! در هر صورت اگه میخواستی با این کارت .. از مجازاتت در بری .. فکر اشتباهیه میسیز!"
کوک از توی کمد .. لوب و کاندوم رو در آورد و روی عسلی کنار تخت گذاشت..
_ حالا نوبت منه که هنرمو بهت نشون بدم .. * بم *
کوک از لوب کنار ات .. کمی برداشت و به دستش ریخت ..
_ قراره یکم دردت بیاد بیب ..
مستر .. پاهای ات رو باز کرد و اونو به تاج تخت چسبوند .. و انگشت اشارهش رو .. وارد ورودی داغ و تنگ خانمش کرد ..
+ اَه فاک .. این درد میکنه * بغض *
مستر شروع کرد به وارد کردن دوتا از انگشتای دیگش .. و انگشات هاشو .. داخل ات تکون میداد .. تا جایی برای پسرش که هر ثانیه بزرگتر میشد .. باز کنه!"
بعد از اینکه فهمید جایی برای دیکش باز شده ... ورودی ات رو ، پر از لوب کرد..
بعدش کاندوم فاکینگی که روی میز بود رو برداشت و به دیکش که هر ثانیه بزرگتر میشد زد؛ و لب زد ..
_ اولش یکوچولو درد داره ... ولی بعدش لذت بخش میشه ..
این رو گفت و دیکش رو وارد ات کرد ..
و ات .. جیغ بلندی کشید؛
مستر فاکی .. منتظر دخترش بود .. تا به دردی که داره عادت کنه و نزدیک ² مین منتظر موند ...
بعدش ..
نظرر ؟
الان شد سهپارتی😔🤌💅
میخوام شرط بزارمم چون دفعه پیش نزاشتم ولیی انصافاا سریع رسوندینناا .. اینم انتظار دارم سریع برسونین پارت بعد رو بزارمم..
شرایط:
²⁵ لایک
⁸ کامنت
- ۱۷.۳k
- ۰۳ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط