نَگــذار هَـر کَـس کــه آمـَد و مانـدنـ ے نَشـُد

نَگــذار هَـر کَـس کــه آمـَد و مانـدنـ ے نَشـُد
تــــــو را
دِلتـــــ را
صِداقَتَتـــ را
ﺑــا خودَش یَـدَکـــ بِکِشــَد..

نَـگذار روےِ دوستــ داشتَنَتـــ قیمتـــ بُگْــذارد.. 

کـــه هَر وقتـــ
از ﺳَرِ بـ ے ﺣﻮﺻﻠﮕـ ے
از سَرِ نـﺒـوﺩﻥِ ﺁﺭﺍﻣﺸـ ے
آمَدُ سُـراغَتـ را گِرِفتـ
حــالَتــ را پُرسیــــد
ﺩِلَتــ را قِلقِلکــ داد و بــاز رفتــ..

ﺗــو بِمانـ ے و دُنیـایـ ے از اشکـ
تــو بِمانـ ے و چِـرا و امًـا و اگـــر......................
دیدگاه ها (۱)

معامله p16جونگ‌کوک انگشت‌هایش را آرام روی ملحفه کشید.«دردم خ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣9️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣتو تکان نخوردی. لب‌ه...

نام=)سایه مافیا### پارت هفدهم: خون، بوسه و انتقامِ بی‌رحمانه...

007-پنهان در مه - پارت ۹۰

فاصله یک لبخند تا جنون

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²⁵افسر پرونده‌اش را روی میز گذاشت و ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p33درست جلوی همون دیواری که نینا پشتش پنه...

پارت ۵۰ — بعد از اویونگی بعد از برگشتن به پایتخت، تقریباً هی...

فیک : بین راندها

35part بکهیون با نگرانی وارد اتاق شد پرید سمت لارا: «حالت خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط