اين همه قلب منو تو بازى دادى

اين همه قلب منو تو بازى دادى
هر وقت که تنها بودى يادم افتادى
دیدگاه ها (۱)

کافيهجنگ و دعواکافيه جا چنگ رو اعصاب

کافيهجنگ و دعواکافيه جا چنگ رو اعصاب

خوش به حالتديگه نيستم تو فالت

اين همه قلب منو تو بازى دادىهر وقت که تنها بودى يادم افتادى

من شايد وقتي ناراحتم نخندم؛اما اونايي كه قصد داشتن منو بخندو...

اتمامِ جمله ات مصادف شد با گره خوردنِ ابروهاىِ پسر.نامجون آه...

جونگکوک ابرويى بالا انداخت و چشمهاش رو ريز كرد:"توضيح بده بب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط