در دیـــــاری كه در او نیست كســی یار كســــی -- كاش یارب

در دیـــــاری كه در او نیست كســی یار كســــی -- كاش یارب كه نیفتد به كسی كار كسی
هــــــر كس آزار منِ زار پســـــندیــــــد ولــــــــــی -- نپـــســـــندیــــد دلِ زار مـن آزارِ كســــی
آخــــــرش محــــنت جانــــكاه به چـــــاه انـــــدازد -- هركه چون ماه برافروخت شبِ تارِكسـی
سودش این بس كه به هیچش بفروشند چو من -- هر كه باقیمت جان بود خریدار كســـی
"شهریار"
دیدگاه ها (۳)

آن صداها به کجا رفت صداهای بلند گریه ها قهقهه ها آن امانت ه...

من از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم حرفی از جنس ...

تار و پود هستیم بر باد رفت اما نرفت عـاشقی ها از دلـم دیوانگ...

سلام صبحتون بخیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط