بعدها کسی دفتر شعرم را پاره می کند

بعدها کسی دفتر شعرم را پاره می کند
نام تو همه جغرافیای رنج مرا طی می کند
و تو جاودانه می شوی
بیهوده در انتظار منشین
هرگز برای رفتنت
مرثیه نخواهم گفت…
دیدگاه ها (۴۶)

از خلاصه ی روزهای انتظارکه می دانم حوصله به خرج نمی دهیتا تم...

زیادی خوب بودن ، خوب نیستزیادی که خوب باشی دیده نمی شویمی شو...

چند سال زودتر رسیده بودم به ایستگاهو مسافرم نیامده بود…در نق...

اینم یه مدل دیگهبا تشکر :)

«۴۶. از رنج، داستان بساز؛ نه دیوار» رنج، اگر بی‌تعبیر بماند،...

«دنیا خیلی بی‌رحمه بابا… آدم‌ها برای رفتن آماده می‌شن، اما م...

سکوت بی رحم ِ این روز های اندوهگین نفس ِ شعرم را میان انبوهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط