یار من رفت و نگاهی به دل پاره نکرد

یار من رفت و نگاهی به دل پاره نکرد
بی وفا دردودلی با من بیچاره نکرد؛

به دل سوخته ی من به نگاهی نگریست
آتش انداخت به کام من و او چاره نکرد؛

رفت و اما به دلم اتش عشقش افتاد
ای خدا کی بود این عشق که فواره نکرد؛

رفت و از حسرت عشقش شده ام خانه خراب
هیچ چشم نظری بر من آواره نکرد؛

" یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد "
یار من رفت و نگاهی به دل پاره نکرد…....
دیدگاه ها (۱)

پا به پایَت، تا تَه ِ این جاده می آیم نترس!! این مَنم، عاشقت...

‌ نوشتم بی" تـو" غمگینم ،........ نوشتم بی" تـو" افسرده ،مرا...

مهربانم ؛حس بودنتقشنگ ترین حس دنیــــــاستتو کـه باشی ...هر ...

خواستم در دفترم عکسی کشم از صورتت دیدم از بس ناز داری دل ز د...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ای باد صبا، به کوی آن یار گر بر گذری ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط