فیک مافیاها
فیک مافیاها
پارت ۳۹
ته: بعد غیب شدن رئیس و جیمین هممون همه جارو گشتیم و در اخرم نتونستیم پیداشون کنیم و خسته و نگران برگشتیم خونه
کوک: اههه یعنی کجانننن. کلافه رو مبل لم داد
جیسو: اگه اتفاقی واسشون افتاده باشه چی. نگران
جنی: رئیس هیچیش نمیشه این جوری نگو اونی
لیسا: رئیس هیچیش نمیشه جیمین چی. پوکر
رزی: بیاین فردا بریم دنبالشون من واقعا خستم
کوک: موافقم
ته: پس شب همگی بخیر
بقیه : شب بخیر
همه رفتن خوابیدن و ته و کوک قایمکی پیش هم تو اتاق کوک خوابیدن چون ته راه رو بود و کسی نمی دیدشون
ویو صبح روز بعد
جین: مثل همیشه ساعت ۹ صبح پاشدم برم صبحانه درست کنم و دیروز هممون خیلی خسته شدیم و من هنوزم خوابم میومد ولی بازم بلند شدمو رفتم صبحانه درست کنم ولی با دیدن رئیس جیغ خفیفی کشیدم
شدگا: هیسسس چته چرا جیغ میزنی. اخم و عصبی
جین: ر...ر...رئیس. تعجب شوک
شوگا: ها چیه. اخم شاکی
جین: شما کی اومدین خونه. تعجب
شوگا: پوففف قبل شما اومدیم
جین: جیمینم خونست یعنی. تعجب
شوگا: پس کجا میخواد باشه بالا تو اتاق خوابیده دیگه
جین: رئیس ما دیروز کلی دنبالتون گشتیم ولی شما تمام مدت خونه بودین
شوگا: احمقا دوربینارو چک نکردین
جین: اصلا به ذهنمون نرسید ببخشید. متاسف
شوگا: خب حالا من صبحونرو درست کردم حوصلم سر رفته بود برو بقیرو بیدار کن
جین: چشم. رفتم سمت اتاق کوک و عادت داشتم بدون در زدن برم به هر حال دیگه رئیسمون نبود و بعد اون ماجرا صمیمی شده بودیم. درو با لگد باز کردم. کوک پاشو بیا.......... حرفم با دیدن تهیونگ که رو کوک خیمه زده بود و لباشو میمکید قطع شد و شوک خیلی بدی بهم وارد شد
ته: از کوک جدا شدم و با صدای در برگشتم و چشام گرد شد. ج...جین
کوک: با حرف ته خشکم زد. ه...هیونگ بخدا توضیح می....... میخواستم حرف بزنم که یهو جین داد بلندی کشید
جین: رئیسسسسسسسسسسسس. عربده
شوگا: چته شدهههههه. بلند رفتم بالا و با صحنه روبه رو خشکم زد. تههه کوکککککک. بلند تعجب عصبی
تهکوک: اااااا رئیس😅
شوگا: شما دوتا.....
جین: شما دوتا گی این
ته: ااا خب توضیح میدیم به خدا
کوک: اره رئیس به خدا توضیح میدیم
شوگا: منتظرم. اخم
رفتن پایین و رو مبل نشستن و جونگ کوک و تهیونگ سرشون پایین بود که ته جرعت پیداکرد و شروع کرد به حرف زدن
ته: خب راستش ما خیلی یهویی فهمیدیمکه از هم خوشمون میاد و بعدش وارد رابطه شدیم و خیلی وقتم نیستش
کوک: ته درست میگه رئیس
شوگا: مطمئن باشم تو باند کارتونو درس انجام میدین
هعییی شرطا نرسیده بود ولی نویسنده مهربون پارت گذاشت🫠 حمایت کنید دیگه🥺
پارت ۳۹
ته: بعد غیب شدن رئیس و جیمین هممون همه جارو گشتیم و در اخرم نتونستیم پیداشون کنیم و خسته و نگران برگشتیم خونه
کوک: اههه یعنی کجانننن. کلافه رو مبل لم داد
جیسو: اگه اتفاقی واسشون افتاده باشه چی. نگران
جنی: رئیس هیچیش نمیشه این جوری نگو اونی
لیسا: رئیس هیچیش نمیشه جیمین چی. پوکر
رزی: بیاین فردا بریم دنبالشون من واقعا خستم
کوک: موافقم
ته: پس شب همگی بخیر
بقیه : شب بخیر
همه رفتن خوابیدن و ته و کوک قایمکی پیش هم تو اتاق کوک خوابیدن چون ته راه رو بود و کسی نمی دیدشون
ویو صبح روز بعد
جین: مثل همیشه ساعت ۹ صبح پاشدم برم صبحانه درست کنم و دیروز هممون خیلی خسته شدیم و من هنوزم خوابم میومد ولی بازم بلند شدمو رفتم صبحانه درست کنم ولی با دیدن رئیس جیغ خفیفی کشیدم
شدگا: هیسسس چته چرا جیغ میزنی. اخم و عصبی
جین: ر...ر...رئیس. تعجب شوک
شوگا: ها چیه. اخم شاکی
جین: شما کی اومدین خونه. تعجب
شوگا: پوففف قبل شما اومدیم
جین: جیمینم خونست یعنی. تعجب
شوگا: پس کجا میخواد باشه بالا تو اتاق خوابیده دیگه
جین: رئیس ما دیروز کلی دنبالتون گشتیم ولی شما تمام مدت خونه بودین
شوگا: احمقا دوربینارو چک نکردین
جین: اصلا به ذهنمون نرسید ببخشید. متاسف
شوگا: خب حالا من صبحونرو درست کردم حوصلم سر رفته بود برو بقیرو بیدار کن
جین: چشم. رفتم سمت اتاق کوک و عادت داشتم بدون در زدن برم به هر حال دیگه رئیسمون نبود و بعد اون ماجرا صمیمی شده بودیم. درو با لگد باز کردم. کوک پاشو بیا.......... حرفم با دیدن تهیونگ که رو کوک خیمه زده بود و لباشو میمکید قطع شد و شوک خیلی بدی بهم وارد شد
ته: از کوک جدا شدم و با صدای در برگشتم و چشام گرد شد. ج...جین
کوک: با حرف ته خشکم زد. ه...هیونگ بخدا توضیح می....... میخواستم حرف بزنم که یهو جین داد بلندی کشید
جین: رئیسسسسسسسسسسسس. عربده
شوگا: چته شدهههههه. بلند رفتم بالا و با صحنه روبه رو خشکم زد. تههه کوکککککک. بلند تعجب عصبی
تهکوک: اااااا رئیس😅
شوگا: شما دوتا.....
جین: شما دوتا گی این
ته: ااا خب توضیح میدیم به خدا
کوک: اره رئیس به خدا توضیح میدیم
شوگا: منتظرم. اخم
رفتن پایین و رو مبل نشستن و جونگ کوک و تهیونگ سرشون پایین بود که ته جرعت پیداکرد و شروع کرد به حرف زدن
ته: خب راستش ما خیلی یهویی فهمیدیمکه از هم خوشمون میاد و بعدش وارد رابطه شدیم و خیلی وقتم نیستش
کوک: ته درست میگه رئیس
شوگا: مطمئن باشم تو باند کارتونو درس انجام میدین
هعییی شرطا نرسیده بود ولی نویسنده مهربون پارت گذاشت🫠 حمایت کنید دیگه🥺
- ۴۳۳
- ۰۴ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط