هر دفعه که بارون حال منو داره

هر دفعه که بارون حال منو داره
همپای اشک من بی وقفه میباره
شبهای بی خوابی چشمامو می بندم
غمنامه اشک تلخی لبخندم
برای برگشتت هرچند دیگه دیره
دلتنگ تو میشم بارون که میگیره
بین منو چشمات دیوار تردیده
چشمام دیگه از این شک تو ترسیده
مثل خوره افتاده یادت تو به جون خونه
که هر طرف میرم منو سمت تو می کشونه
هم خونه ی قلبت سوء تفاهم بود
حتی نفهمیدی این یک توهم بود
احساسمو کشتی دیگه نمی خندم
باز اومدی اما نه دل نمی بندم
مثل خوره افتاده یادت تو به جون خونه
که هر طرف میرم منو سمت تو می کشونه
مثل خوره افتاده یادت تو به جون خونه
که هر طرف میرم منو سمت تو می کشون
دیدگاه ها (۲)

چند وقته روحم درگیر حالیهیه چیزی یجوری یجایی خالیهچند وقته ب...

عوض کن حالمو وقتی پر از دلشوره بی تابمیه شب با قرص بیدارم یه...

کل دنیام مال تو خوب و بدشروزای آخرمو با عشق خوشمواسه انگشتای...

همیشه با من تو خیابون قدم میزدحیفمیگفت محاله بیاد یه روزی رو...

کابوس عشق فصل۳ پارت۸ادامه: جنی قضیه رو برای مایکل تعریف کرد....

رمان مثلث عشقی

اعتماد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط