ومی خواهی بروی ؟

ومی خواهی بروی ؟
بهانه می خواهی ؟
بگذار من بهانه را دستت دهم،برو هرکس پرسید
بگو لجوج بود
همیشه سرسختانه عاشق بود!
بگو فریاد می کرد
همه جا فریاد می کرد
که فقط مرا می خواهد!
بگو دروغ می گفت
می گفت هرگز ناراحتم نکردی!
بگو درگیر بود
همیشه درگیر افسون نگاهم بود!
بگو بی احساس بود
به همه فریادها،توهین ها،اخمهایم
فقط لبخند میزد!
بگو او نخواست
نخواست کسی جز من در دلش
خانه کند...
دیدگاه ها (۱)

یادته یه روزی بهم گفتیهر وقت خواستی گریه کنی برو زیرِ بارونک...

درگیرم کنخسته امخسته از تنهایی‌از حضورِ خودم در تاریکی‌خسته ...

ز من تلخ چرا طعم عسل می‌خواهی؟! تو چه از این «من ِزانو به بغ...

با هر بهانه و هوسی عاشقت شده استفرقی نمی کند چه کسی عاشقت شد...

پرسه در جنگلدرِ کتابخانه آرام باز شد.کوک وارد شد.کت مشکی‌اش ...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۲

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۹: بازیِ اجبار و لبخندهای تلخسکوت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط