پارت: ¹

پارت: ¹


ناشناس: اونسوم باباش بابت برگشت خوردن چِکِش‌و برشکست شدن کارخونه‌شون‌
میوفته‌زندان .
اونسوم‌برای‌اینکه‌باباش و از زندان بیاره بیرون
میره‌ توی بار کار کنه 

سوهو کسیه که بقیه رو استخدام میکنه یعنی مثل مدیر میمونه

سویونم‌خواهر‌ ناتنیِ اونسومِ

بقیه هم تو بار کار میکنن جز سویون و سوزی

اونسوم: سویون ؟؟؟

سویون: بلههه

اونسوم: بدو بیا دیه

سویون: وایسا دارم آماده میشمم

اونسوم: اخه بدووو

سویون: دارم میام

اونسوم:‌‌چیکار میکنی

سویون: دارم ارایش میکنم

اونسوم: دیوونم کردی ارایش مهم نیس که تو همین جوری هم خوشگلی

سویون: واقعا؟؟

اونسوم: اره

ناشناس: سویون اومد و کفشاشو پوشید

سویون: بریم؟

اونسوم: بریم

ناشناس:حرکت کردن رسیدن به یه کافه ای

اونسوم: آقا کسیو میخواید که براتون کار کنه ؟؟؟؟

مَرده: نه کسیو لازم نداریما

اونسوم: باشه

ناشناس: یه چند جایی رفتن و همه ردشون کردن

اونسوم: بار قبولم میکنن؟

سویون: اره فک کنم

اونسوم: چرا؟

سویون: چرا نداره اخه کی تو بار کسی که خیلی کیوت و خوشتیپه رو استخدام نمیکنه

اونسوم: نمیدونم

سویون: بنظرت منم قبول میکنن؟

اونسوم: قبولم کنن من نمیذارم

سویون: چرا

اونسوم: چون نمیشه تو راه تو از جدا و کنو از رستوران و اینجور چیزا برو بیرون خطرناکه برو ببین میتونی یه برند ارایشی رو تبلیغ کنی؟


سویون: باشه سعیمو میکنم

اونسوم: برو دیه خدافیظ

سویون: خدافظ

ناشناس: از هم دیه جدا شدن
اونسوم رفت توی بار،
رف جلو میز

اونسوم: سلام

لینو: کاری دارید؟

اونسوم: میتونم مدیر بار و ببینم؟

ناشناس: سومون زدتش کنار

لینو با چشم غره ای نگاش کرد

سومون: میخواید مدیر و ببینید؟

اونسوم: اره

سومون: چرا؟

اونسوم:چون میخوام یچی ازشون بپرسم

سومون: از این طرف بیا

اونسوم: باشه

ناشناس: رفتن جلوی اتاق مدیر

سومون: یلحظه اینجا وایستا

اونسوم: باشه

ناشناس: سومون در زد

سوهو: بیا تو

سومون: سلام

سوهو: سلام،
کاری داشتی؟

سومون: یکی میهواد ببینتتون

سوهو: بگو بیاد تو

سومون: باشه

ناشناس: رفت سمت اونسوم

سومون: برو تو

اونسوم: باشه

سوهو: سلام

اونسوم: سلام

سوهو: کاری داشتی؟

اونسوم: اینجا کسیو نمیخواید که استخدامش کنید؟

سوهو: چرا ینفر نیاز داریم

ناشناس: اونسوم لبخند ملیحی زد،سوهو یه فرم داد دستش

سوهو: اینو پر کن

اونسوم: باشه

سوهو: افرین

ناشناس: فرم پر کرد و داد

سوهو: فقط مواظب باش، اسم مالک اینجا هیوجینه و خیلی بی اعصابه

اونسوم:باشه میسی🥺

ناشناس:اونسوم جور کیوتی به سوهو نگا کرد

سوهو: بسه برو

اونسوم: از کی میتونم کار کنم

سوهو: اگه بخوای همین الان

اونسوم: بهتر

سوهو: برو سومون و صدا کن

اونسوم : باشه

ناشناس: رف دوباره جلو میز

سومون: سوهو کارت داره
دیدگاه ها (۰)

برادر ناتنی منPart 3ویو نویسنده مدیر به یکی از بچه ها میگه ت...

پارت ۶خونه بودم نادیا بهم زنگ زدو گفت ببخشید بابت توهم نزاشت...

شب تولدم فصل 3پارت 6راه افتادیم به سمت بار وقتی وارد شدیم چن...

وقتی همکلاسیت بود و عاشقت میشهعلامت ها(جیمین_ات+)ات سلام من ...

رمان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط