آمد و آتش بجانم کرد و رفت

آمد و آتش بجانم کرد و رفت
با محبت امتحانم کرد و رفت
آمد و بنشست و،آشوبی بپا
در میان دودمانم کرد و رفت
آمد و رویی گشود و شد نهان
نام خود،ورد زبانم کرد و رفت
آمد و او دود شد،من شعله ای
در وجود خود،نهانم کرد و رفت
آمد و برقی شد و،جانم بسوخت
آتشین تر،این بیانم کرد و رفت
آمد و قفل از دهانم بر گشود
چشمه آب روانم کرد و رفت
آمد و تیری زد و،شد نا پدید
همچنان صیدی نشانم کرد و رفت
آمد و چون آفتی در من فتاد
سر بسوی آسمانم کرد و رفت....
دیدگاه ها (۴)

آمد و آتش بجانم کرد و رفتبا محبت امتحانم کرد و رفتآمد و بنشس...

آمد و آتش به جانم کرد و رفتبا محبت امتحانم کرد و رفتامد و بن...

آمدو آتش به جانم كرد و رفت با محبت امتحانم كرد و رفتآمد و رو...

‍ امد و آتش به جانم کرد ورفت با محبت امتحانم کرد و رفتآمد و ...

آمدو آتش به جانم کرد و رفت با محبت امتحانم کرد و رفت آمدو ...

بهروز پیری شاعر کوهدشتی

آدم‌ها فکر می‌کنند رفتن، نقطه‌ی پایانِ یک رابطه است؛ اما حقی...

#تولدم.مبارک🙏😀🎂👏👏👏...رویاتو نباز،...دنیا هنوز قشنگیاشو داره👌...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِاَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا ...

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط