باز امشب غزلی کنج دلم زندانی است

باز امشب غزلی کنج دلم زندانی است

آسمان شب بی حوصله ام طوفانی است

هیچ کسی تلخی لبخند مرا درک نکرد

های های دل دیوانه ی من پنهانی است
دیدگاه ها (۱)

ای پادشه خوبان داد از غم تنهاییدل بی تو به جان آمد وقت است ک...

گر من به عشق تو نسپارم دلدل را چه کنم بهر چه میدارم دل

باران که می آید دلم در خانه میگیرداز من سراغ عشق را دیوانه م...

✍✍✍تار شد هفت‌آسمان‌ِمن بیا مهتاب کن عکسِ احساس‌ِمرا بر خانه...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط