🍷…………………………پارت۷…………………………🍷🌹

🍷…………………………پارت۷…………………………🍷🌹
ویو مین
عصبی بودم آنقدر عصبی که پتانسیل به آتیش کشیدن کل دنیا رو دارم .
اون جوجه امگا چطور جرعت کرده بود به چنین جای که تجاوز بهش حتمی بود بیاد به چه جرعتی؟
باید باهاش حرف بزنم.
جلوی در اتاق وایسادم .
نباید اون امگا رو بترسونم بعد این همه وقت امگای خودم رو پیدا کردم باید کنارم حس امنیت کنه .
در و آروم باز کردم و وارد شدم مثل یه جوجه داخل خودش جمع شده بود.
ویو جیمین
وقتی در باز شد سرم رو بالا گرفتم مین بود انگار که آروم تر شده بود میترسیدم از حرف هایی که راجبش می زنند میترسم اگه بکشتم ، اگه اذیتم کنه چی
اما هر چی که بود رایحه ی جوب ترش آرامش خوبی رو بهم منتقل می‌کرد انگار سالها منتظرش بودم و گرگم بی قرار بود هر قدمی که به سمتم می‌اومد گرگم رو بیقرار میکرد.(عاشق شدی عزیزم)
ادامه دارد............🌹🍷
دیدگاه ها (۰)

🌹🍷.......‌‌‌‌‌‌‌...........پارت۸..................🍷🌹چرا از ا...

🍷🌹...................پارت۹...................🌹🍷~جیمین اسمت ر...

تولدی نامجونی

🌹🍷...................پارت۶.................🍷🌹#معشوقه_آلفا………...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط