می شناسمت،

می شناسمت،
چشم های تو
میزبان آفتابِ صبحِ سبزِ باغ هاست؛
می شناسمت

#شفیعی_کدکنی
دیدگاه ها (۱)

بگذار من برایت چای بریزمآیا گفتم که تو را دوست دارم؟آیا گفتم...

من می توانم یک صبح زیباپنجره را به سبزسبز ِدنیا بازکنمو بی ه...

🍃 صبح می‌آید کهزندگی را تقسیم کند درشهرولبخند را تقدیم کند ب...

زمان کمک می کند به رنجهایت عادت کنی،زمان کمک می کند صبور باش...

🌱🍃 #صبح،چشم گشودو کودکِ درونِ من،در قابِ پنجره‌یِ اتاق،به دن...

چشم های سبز تورو یاد‌ کی می‌ندازن؟؟؟#فن_آرت#فانتزی#کتاب

موسیقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط