سال رویایی

سال رویایی
پارت ۳

[سه‌می] همینطور که داشت میخورد بهش نگاه کردم.

سه‌می: اممم چیزه...

سونگمین: چیه؟

سه‌می: خب(نفس) میشه شمارتو داشته باشم؟(خجالت)

سونگمین: (لبخند) آره حتما مشکلی نیست.

[سه‌می] گوشیم رو بهش دادم تا شماره رو وارد کنه. وقتی شماره رو وارد کرد داشتم اسمش رو سیو میکردم که بهش گفتم.

سه‌می: راستی چند سالته؟

سونگمین: خب من... ۲۴ سالمه(لبخند)

سه‌می: (تعجب) اوهوم. من ۱۸ سالمه.

سونگمین: اوه پس تو کوچیکتره منی.

سه‌می: آره. میشه اوپا صدات کنم؟

سونگمین:‌ خوشم نیومد ولی باشه.

[سه‌می] پس توی گوشیم سیو کردم(سونگمین اوپا)

سونگمین: توهم شمارتو بهم بده.

سه می: باشه.

سونگمین: اسم تو چیه؟

سه‌می: خب اسمم سه میه

[سه‌می]شمارمو بهش دادم.

سونگمین: خب من دیگه میرم. حرف زدن باهات حس خوبی بهم داد. تا بعدا خدافظ.

سه‌می:اوهوم. منم حرف زدن باهات رو دوست داشتم. بعدا میبینمت. خدافظ.


چطور بود؟😅
دیدگاه ها (۷)

سلااااااااممم

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_43سری تکون دادم _پناه کریمی!...

گمشده در روشنایی. P:5دو روز بود که ات بهوش نیومده بود و زند...

ازدواج اجباری part : 13 ویو کوک داشتم از ملودی و اون سینه ها...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁷ویو: اتچند ساعت گذشته بود، ولی ه...

پارت ۴ زنگ خورد داشتم وسایل رو مرتب میکردم و داخل کیفم میزاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط